تبليغاتX
هوش مصنوعي - دیدی همه راست می گفتن ؟؟!!
كامپيوتر ، هنر ، هوش مصنوعي
راستی تا حالا به این موضوع فکر کردین ....

کدوم موضوع ؟

الان میگم :

پسره با یک نگاه به دختره عاشق میشه . واسه دیدن اون بی تابی میکنه . تا صدای زنگ تلفن اون به گوشش می رسه دلش بنا می کنه به لرزیدن و .... خلاصه با ۱۰۰۰ بد بختی به دختره می گه : دوست دارم .

اما دختره حرفشو باور نمیکنه ... اون حرفهای زیادی شنیده که " پسرا آدم و قال می زارن "   یا " پسرا فقط می خوان سوء استفاده کنن "

خلاصه پسره به هر دری می زنه تا دختره باور کنه که اون دوستش داره . اما دختره ....

مدت زمانی میگذره و دختر و پسر کنار هم زندگی میکنن . و پسره هر چی از دختره می خواد دختره میگه " نه  همه چیز به وقتش "

اما پسره آروم آروم خسته میشه . از گیره های زیادی که دختره می ده . " تلفنت اشغال بود داشتی با کی حرف می زدی "

" تا ۱۱ شب با کی بیرون بودی که جواب منو ندادی "

این انگشتر و کی واست خریده "

" تو موبایل چی قایم کردی که نمی خوای من بیبنم  "

و ۱۰۰۰ تا از این چیزا ...  

حالا دختره تازه داره احساس میکنه که پسره رو دوست داره . احساس میکنه اگر به اون گیر بده داره نشون می ده که خیلی پسره رو دوست داره .

 اما پسره خسته شده . یواش یواش تماس تلفنی اونها کمتر میشه . کمتر و کمتر تا اینکه دیگه پسره زنگ نمی زنه . هیچ وقت . هیچ ساعتی . همش میگه کار دارم یا  وقت ندارم ....

یه روز از روز های خدا که دختره داشت می رفت بیرون پسره رو با یه دختر دیگه می بینه که دارم با هم میخندن .

بعد به خودش می گه "  دیدی همه راست می گفتن "

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 15:37  توسط پويا لاريان  |